Time to remember
درنیمه شب
آن هنگام که خفتگان همچون مردگانند
و زمین در گردش
نگاه تو مرا از دور صدا می کند
"با من بمان، با من بمان در اوج تنهایی"
و در کشاکش شروع این شور و مستی
سهمگین ترین ترنمها
در قلبم می تپد
از داغ غمت هر که دلش سوختنی نيست
از شمع رخت محفلش افروختنی نيست
شاید نوازش دستان آفتاب بود که
از خواب بیدارم کرد
تا رویای شیرین "با تو بودن" همواره در ذهنم بماند


Comments